پَریدن

پَریدن

بسم الله
اینجا، توی این شهرِ شلوغ، وسطِ یک حجمِ روزمرگی که صبحِ خروسخوان هوار می شود روی سرت، وقتی دلت یک جایی بین زمین و آسمان گیر کرده است، وقتی...
این جور وقت ها، باید نوشت. نوشته ها شبیه آیینه اند. و آیینه ها تو را، خودِ خودِ واقعی ات را نشان می دهند.

این روزها/2

دوشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۹ ق.ظ

بسم الله

داشتم به پرستو فکر می کردم. و قسم به لحظه ی شیرین پرواز، برخاستن از زمین و ملاقات نسیم، این روزها سرگشته تر از قبلم. حیران. حسِ قرار گرفتن سر یک دو راهی. و مشقّت و لذّتِ انتخاب. قسم به پرهای سفیدت، پرستو! که این روزها برای پرواز، راهی جز مهاجرت نیست. و امان از سختیِ هجرت.

#کوتاه_نوشت

  • م.عمرانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">