پَریدن

پَریدن

بسم الله
اینجا، توی این شهرِ شلوغ، وسطِ یک حجمِ روزمرگی که صبحِ خروسخوان هوار می شود روی سرت، وقتی دلت یک جایی بین زمین و آسمان گیر کرده است، وقتی...
این جور وقت ها، باید نوشت. نوشته ها شبیه آیینه اند. و آیینه ها تو را، خودِ خودِ واقعی ات را نشان می دهند.

فقط گنجشک مرا فهمید!

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۲۸ ق.ظ

هو المحبوب


عاشق شدم...

برای کسی که هست این دور و برها

 و می خواند

 این کلماتِ نوشته شده بر مبنای صفر و یک را

 فقط گنجشکِ روی شاخه ی انار مرا فهمید

سپیده ی صبح، وقتی تو را دید که دوشادوش نسیم

به چشمانِ خفته ی من لبخند می زدی

عاشق شدم و شب، به وقت ستاره ها

عطر تو را میان چفیه ی سپید نفس کشیدم

و خورشید طلوع کرد


  • م.عمرانی

نظرات  (۳)

😂😁😂😁
ای بابا ! چقدر خودتونو اذیت میکنید! بگید کیه بریم براتون خواهری کنیم 😄
پاسخ:
فقط گنجشک مرا فهمید!
دختر حضرت سلیمانه مگه که زبون گنجشک ها رو بفهمه ؟!
😂😁
اگه با گنجشکه ارتباط برقرار نکرد، در خدمتیم ☺️
پاسخ:
یک تعبیر اینجوری هست که بنده خدا به قدری آفساید بود که حتی حیوون هم فهمید و اون نفهمید! این تعبیر غیرشاعرانه ش هست
البته الان احتمالا گنجشک هم گیج شده و درست نفهمیده منظور شاعر رو.
پ.ن: اون متن رو میشه به حضرت حجت هم تطبیق داد. شما پیش زمینه ی دیگه ای داشتین؟!
اخه معمولا عشق الهی رو با تعابیر متعالی تری خطاب قرار میدن و توصیف میکنن
این نوع نوشتن شما عموما همون ک عرض کردم به ذهن متبادر میکنه
حتی اینم ک تعبیر غیر شاعرانه کردید بازم  صحه میزاره

در هر حال هر جور خودتون میدونید! گفتم یه قدم خیر بردارم براتون
پاسخ:
شاید اینطور باشد که می فرمایید. اما در آنصورت هم ناظر به همان نیمه ی  دوم آرمانی بود که هر شخصی برای خودش متصور است.
در دنیای حقیقی معادلی برایش پیدا نکرده ام. شاید چون فکر کردن به مصادیق، فی الحال، خارج از تقواست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">